چون می از خُم به سبو رفت وگل افکند نقاب
هر آغاز، شکلیست از تولد. نه آن تولدی که با گریه آغاز میشود، بلکه زایشی آرام و پنهانی، در دل سالهایی که پر از تردید، سکوت، رنج و تنهایی بودند. این وبلاگ، برای من صرفاً صفحهای در دنیای مجازی نیست؛ تلاشیست برای بخشیدن شکل و صدا به تکههای بیقرار ذهنم، که سالها در سایه مانده بودند. جایی که بالاخره میشود نوشت: اولین پست. سالها، همیشه چیزی ناتمام میماند. گاهی فقط مینوشتم، گاهی فقط خیال میکردم، گاهی تنها طرحی در ذهن داشتم. اما اینبار، هم...