ای باغبان آخر رسید خزان ما
بعد از ۵۸ روز برگشتم که بنویسم؛ فقط برای اینکه بگذره و من هم عبور کنم. حدود سه هفتهست که دارم تلاش میکنم بنویسم، اما نه وقتش رو پیدا میکنم و نه دلودماغش رو دارم. به هر حال، به هر زحمتی که بود، بالاخره شروع کردم به نوشتن و شرح حال دادن؛ شاید این مشکلات کوفتی بالاخره تموم بشن. فکر میکنم تا وقتی دست به قلم نشم، این مشکلات هم نمیگذرن و من همچنان توی همون حسوحال باقی میمونم. برای همین شروع کردم به نوشتن. تقریباً ۵۰ روزه که درگیر استرس...