کاف بیگانه

دست‌نوشته های یک کاف

دنبال کننده

#رفاقت

حصار عافیت جز کنجِ تنهایی نمی‌باشد.

| # فصل اول |
بازدید
|
نظر

دستم روی کیبورد مثل شمشیریه که هر ضربه‌ش یه تیکه از سنگینی روی دوشمو می‌شکونه. ساعت الآن ۳:۳۷ صبحه و من هنوز سرپا ایستاده‌م، خسته اما آماده. شب‌ها بیدارم چون اینجا کمتر کسی مزاحم می‌شه، راحت‌تر می‌تونم تمرکز کنم و حرکت بعدی‌مو بسازم. ولی همین تنهایی، میدان نبرد خودش رو داره؛ ذهنم پر هیاهوی بی‌صداست. خیلی غمگین و شکسته ام چون حس بدیه وقتی می‌بینی کسی رو که دوست و علاقه داشتی، فاصله گرفته و کم‌کم سعی می‌کنه مسیرش رو از تو جدا کنه. بدتر اینکه چند...

برو آنجا که تو را منتظرند

| # سرآغاز |
بازدید
|
نظر

رفتن همیشه دشوار است، اما گاهی ماندن از آن هم دردناک‌تر و شکننده‌تر است؛ مثل ایستادن در خانه‌ای متروکه که روزی پناهگاه بود، جایی که خنده‌ها و خاطره‌ها در آن شکل گرفت، اما حالا دیوارهایش ترک خورده و درهایش زنگ زده‌اند، و صدای تو در سکوت سرد و بی‌رحم آن گم و محو می‌شود. آدم‌ها تصور می‌کنند برای ترک کردن باید دلیلی بزرگ و قانع‌کننده داشته باشند، اما باید بدانی که گاهی خودِ ماندن، بزرگ‌ترین زخم است؛ مثل چراغی که روشن می‌ماند ولی هیچ‌کس به روشنی‌اش نی...