کاف بیگانه

دست‌نوشته های یک کاف

دنبال کننده

#من

ز کویت می‌رویم اینک، هزاران آرزو با ما

| # فصل دوم من |
بازدید
|
نظر

این ۲۴ ساعت فقط فرار از خودم و کارای بقیه بود. دو ساعت خواب، که اصلاً نمی‌ارزه به حساب بیارم. الانم که آخر شب بود با بچه‌ها بیرون بودم، سرپرست هم به زور و با نصیحت منو راه داد توی خوابگاه. دیگه واقعا تحمل ندارم. امروز فقط دنبال کارای خودم و بقیه تو دانشگاه بودم. چرا باید اینقدر بدو بدو کنم، التماس کنم برای یه واحد که حق من بوده، و در آخر بجای واحد، تیکه و کنایه بشنوم؟ از طرف دیگه واقعا حس می‌کنم دیگه وقتشه که با علیرضای شلوغ خداحافظی کنم. قول ...

از شب های تیره گذر خواهیم کرد

| # فصل دوم من |
بازدید
|
نظر

از شب‌های تیره گذر خواهیم کرد، چون هیچ تاریکی نمی‌تونه جلوی نور امید رو بگیره. حتی وقتی خسته‌ایم و دل‌هامون پر از زخم باشه، بالاخره یه صبحی میاد که همه‌ی غم‌ها رو کنار می‌زنه. خب، من برگشتم. فصل امتحانات رو با پایین‌ترین معدل ممکن رد کردم. یادمه فقط ترم یک همچین وضعیتی داشتم. راستش زیاد غصه نمی‌خورم، چون اوایل ترم با کنفرانس شروع شد و آخرش هم به خاطر یه‌سری موضوعات تمرکزم به‌هم ریخت و دیگه نتونستم اون‌جوری که باید نتیجه بگیرم. چیزی بود من تو...